تبليغاتX
چشـــــــ ــــماان کامـــ ـــلاً بسته

چشـــــــ ــــماان کامـــ ـــلاً بسته

 

تقدیم به تمام مادران و زنان سرزمین مادری ام ...

روزتان مبارک

مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفه های صمیمی، اندوه های قلبم را زدودی و مرهمی از ناز و نوازش بر زخم های زندگی ام نهادی.

در «تابستان»های سختی با خنکای عشق و وفای خویش، مددکار مهربان مشکلاتم بودی تا در سایه سارِ آرامش بخش تو، من تمامی دردها و رنج ها را بدرود گویم.

با وجود تو، یأس دری به رویم نگشود و زندگی رنگ «پائیز» ناامیدی را ندید. تو در «زمستانِ» مرارت های زندگی، چونان شمع سوختی تا نگذاری رنجش هیچ سختی ستون های تنم را بلرزاند.

مادر، ای بهار زندگی، شادترین لبخندها و عمیق ترین سلام های ما، همراه با بهترین درودهای خداوندی، نثار بوستان دل آسمانی ات باد.


تاريخ شنبه 1391/02/23ساعت 12:0 توسط پــریـا| |

 

خوب به چشماش نگاه کن ... از نزدیک!
دستاشو بگیر!
آنقدر نزدیکش باش که گرمای نفسشو حس کنی!
خوب عطرشو بو بکش!
موقع بوسیدنش از ته دل بوسش کن... از ته دل بوش کن ... از ته دل لمسش کن!
... ... ... از ته دل نگاهش کن ... از ته دل صداش کن!


از تموم لحظه ها نهایت استفاده رو بکن!
یه روز میره ...
و حسرت همه ی اینهایی که گفتم تو دلت می مونه ...

تاريخ یکشنبه 1391/02/17ساعت 13:34 توسط پــریـا|

با هم میشنویم
تاريخ شنبه 1391/02/16ساعت 12:19 توسط پــریـا| |

.


ادامه مطلب
تاريخ شنبه 1391/02/16ساعت 8:15 توسط پــریـا|

 

می گوید : من دوستت دارم صادقانه اما

مدت هاست که تو نداری ..  میفهمم. می بینم ...

 

بیصدا می گویم :

وقتی حرفی برای گفتن ندارم ..
وقتی سکوت میکنم
یعنی
با بند بند وجودم
دارم به تو فکر میکنم ..

 

--  به من نگوئید دوستت دارم!
حتی اگر روزی التماستان کردم!
اگر لبخند زدم!
اگر گریستم!
اگر مرا به خاک هم سپردند....
... ... این دو کلمه را برایم تکرار نکنید...
می شکنم...
فرو میریزم...
.
.
.
به من نگوئید...!
خیلی وقت است که دیگر قلبم را به عقلم فروخته ام...

 

تاريخ جمعه 1391/02/15ساعت 0:29 توسط پــریـا| |

 
دورم از تو
بی قرار گرمای دلت، می لرزم اینجا
احساس می شوی
چون سایۀ خمیده بر دیوار
می رقصی بر بی تابی من،
و چه نزدیک است خاطراتت
... چسپیده به ذهنم
نقش بی همتای رخسار تو.
دلتنگی ام را می پوشانم
با بستری از کلمات
اما باز
کسی در دلم
تو را صدا می زند
ای آرامش دهنده ی شب های بی قراریم ...

 
اسماعیل هاشمی

 

 
تاريخ پنجشنبه 1391/02/14ساعت 18:47 توسط پــریـا| |

آدم هـا کـه عــوض می شـونـد
از سـلام و شـب بـخیـر گـفتـن شان
مـی شود ایـن را فـهمیـد...!

از حـرف هـا و نـگاه هـا

از گـودال هـای عـمیـقی کـه
...
بیـن تــو و خـودشان می کَنـند
و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کنـند...!!

تاريخ شنبه 1391/02/09ساعت 14:28 توسط پــریـا|

 

مـحکــم باش ...

وقتی خیلی نرم شوی ؛

همه خـَمـَت می کنند !

حتی کسی که انتظار نداری ... !!

تاريخ شنبه 1391/02/09ساعت 14:16 توسط پــریـا|

 
 
خـــــــسته ام ...
از سوالهای سخت ...
از پاسخ های پیچیده ...
کلمات سنگین ...
فکرهای عمیق ...
...
پیچ های تند ...
نشانه های با معنی ، بی معنی ...

توی دنیایی که هیچکس شبیه حرف هایش نیست ...
دلم یک هوای تازه میخواهد ...
دلــــــــــــــــــــــــــم ...
... دلتنگِ سادگیست ...

به همین ســـــــــــــــــــــــــــــــــــادگی .ا...
تاريخ شنبه 1391/02/09ساعت 14:13 توسط پــریـا| |

مهربان .. دل ِ من طاقت این همه دوری را ندارد ..

میان ما فاصله چه معنا دارد ؟ نمی دانم . تو حرفهای نگفته مانده در دلت را به زبان میاوری

بی آنکه بدانی جنس من از شیشه است .!

امان از روزگار .. سنگ را خاک میکند . چه رسد به من ... من که منم ! منی که شکستنی ست، منی که ترک میخورد به راحتی، به عمقِ تلخی حرفهای تو . با من از عشق بگو .....

شماتتم میکنی چرا ؟ مرا به گناه نکرده زنجیر مکن . بگذار بمانند همان نگفته ها، نگفته ها باید بمانند . همین ها می سوزانند ادم را . می خشکانند . چه بخواهی چه نخواهی .

اصرار بیهوده مکن

چه بمانی یا بروی، چه باشی چه نباشی، جایت همیشه در کنجِ دلم دست نخورده باقی خواهد ماند .

 

پ ن. اردیبهشت که نزدیک میشه یه چیزی یه صدایی درونم بیداد میکنه. یاد دستهات، یاد حرفات . وقتی موهامو میبافتی و صورتت رو میچسبوندی به صورتم و نفس میکشیدی . چقدر خواستنی بودن چشمهات ..... 

پ ن. دلم آغوش پر آرامشی را می خواهد که زیر باران گرمم کند
دلم میخواهد کسی باشد خوب باشد
مهربان باشد
بس باشد
همه ی این بودن هایش فقط برای مـــن باشد
فقط برایِ من.

تاريخ سه شنبه 1391/01/29ساعت 12:54 توسط پــریـا| |

De$ign : KHanOomi